تبليغاتX
آزاد

آزاد

بخش ويروس شناسي

راستي تهاجم هايي كه ميگن چقدرشبيه ويروس اند!نه؟! يه ويروس مثل ايدز!!كه سيستم دفاعي بدن را مورد حمله قرار ميدهد! ميدونستين آدما چه جوري مبتلا به ايدز ميشن؟ 1-ارتباط نامشروع:ارتباط با افراد كه مبتلا به آلودگي روحي هستند پسر نوح با بدان بنشست/خاندان نبوتش گم شد سگ اصحاب كهف روزي چند/پي نيكان گرفت ومردم شد 2-دريافت خون الوده:قرار گرفتن در معرض تبليغات و هجمه هاي اجتماعي ايي كه با سلامت روح در تضادند 3-سرنگ و مسواك وتيغ الوده:ناتواني روح،ضعف ايمان وكمبود عزت نفس كه فرد را نسبت به هنجارهاي اجتماعيش بي تفاوت ميكند . 4-از مادر به نوزاد :فرد در يك خانواده ي ناسالم بدنيا ميايد. كساني كه مبتلا به HIVهستند ممكن است سالها از بيماري خود بي خبر باشند مثل كساني كه اعمال نيك را با رياكاري انجام ميدهند و فكر ميكنند صالحترين افرادند اما غافل از اينكه بيمارند!(آيه؟) خودمونيم ها نمي دونستيم چرا بعضي كار ها وعبادت ها رو انجام ميديم و نتيجه نمي ده نكنه ما هم... خود فريبي ياHIVروحي!!؟ نمي دونستيم روحمون هم HIV ميگيره...! طبق تحقيقات پژوهشگران دانشگاه تربيت معلم آذربايجان بيماري ايدز روحي هم كشف شد: HIVروحي آنتي ژن هاي متنوعي دارد: نمره الف كلاس شده بود وقتي ديدمش ياد اشكال مسئله ديروز افتادم امايه نگاه عاقل اند سفيه رو ديدم كه بهم گفت وقت ندارم!راستي نمره الف هم اينقدر سر و گردن داره؟! با چنان سينه سپر و گردن كشيده اي وارد اتاق شد كه همه خودشون رو جمع كردن ؛انگار رئيس مملكت رو ديده باشي ...آخه مگه چه خبره ؟مگه ميشه تو زندگي اين همه تكبر؟! دائم در حال حرف زدنه انقدر حرف ميزنه كه فكر كنم خودش هم باورش شده اسمش رو هم گذاشته مصلحتي!!! اگرروزي مبتلا به HIVروحي شديم چه بر سر روحمان خواهد آمد؟! حضرت علي (ع):«از تكبر بپرهيزيد كه سرآغاز طغيانها و معصيت ونافرماني خداوند رحمان است.» امام باقر(ع):«در قلب هيچ انساني چيزي از كبر وارد نميشود مگر اينكه به همان اندازه از عقلش كاسته خواهد شد كم باشد يا زياد»!بحار الانوار ج75 خود فريبي از ريشه هاي كفر است غرورحجاب درك معارف است امام علي نهج البلاغه حكمت282:در ميان شما و موعظه حجابي از غرور است غررالحكم:10363-دنيا تو را با سرگرمي هاي باطل نفريبد و مغرور نسازد چرا كه سرگرمي ها پايان مي يابد و گناهش بر تو باقي مي ماند تاثير دروغ:نابودي ايمان نرسيدن به معرفت وحكمت فرد آلوده بهHIVروحي انقدر غافل شده كه حتي لنفوسيت ها هم رويش اثر ندارند حتي با انها مبارزه كرده وقصددارد انها را نابود كند طوري كه وقتي فرد مبتلا بهHIVبا سرماخوردگي ساده ميميرد اين فرد هم ديگر بدون اينكه به وجود لنفوسيتها اهميت دهد زمينه مرگ ونابودي خود را در برابر هجمه ها وانواع فريبها تقويت ميكند از كجا بدانيم كه مبتلا بهHIVروحي شده ايم؟! دائم نگاهش توي آينه ست و روزش با تحسين مي گذره.... تازه اين يكي هم فكر ميكنه برترين وشگفت انگيزترين موجود خلق شده هست كه همه چيز بايد به نفع اون باشه! يكي هم هست كه توي دنيا وعالم نمي شه به خوبي وزيبايي اون كسي رو پيدا كرد پس لازم نگاه هاي ويژه مال اون باشه!!! . . . آلوده به ويروس HIVروحي شدي؟ نگران نباش... خدا كه مثل ما آدما نيست!او داناي همه چيز است(انَِِِِّ اللهَ عليمُ حكيمُ) اگه آدما هنوز راه درمان ايدز رو ندارن...خدا راه درمان دلامون رو داره... دنبال خدايي؟!بيا تو... نخستين گام دردرمان اين بيماري اخلاقي شناخت خويشتن ،پروش شخصيت ،معرفت پروردگاروايمان به قدرت لايزال الهي است(زنده باد معرفت وايمان) از نشانه ها وآثار ايمان حقيقي آن است كه حق را اگرچه به زيان باشد بپذيريد و باطل را اگرچه به سود شما باشد نپذيريد امام صادق (ع)بحارالانوار ج67ص106 ...واما شخصيت توبا تقويت اعتماد به نفس ات پرورش مي يابد(اعتماد به نفس آري خود پسندي هرگز) آنچه انسان را از مركب غرور پايين مي كشد و به مستي او پايان ميدهد شناخت خويشتن و اوضاع جهان و بي اعتباري و شدت و دگرگوني احوال آن است(روم/9) نماز داروي تكبر است (امام علي) نام هايي از خداوند هست كه مي تواند حامي ما ...براي عدم ورود ميكروبها باشد يادآوري اسماءخداوند و تاثير آن در زندگي روزمره مثل شربتي تقويت كننده است ؛پس شروع كنيد از آنان مباش كه به آخرت اميدوار است بي آنكه كاري سازد ،كسي كه چشمش به عيب خويش بينا باشد يك گام به پيش نهاده است . و اگر فكر ميكني درمان سخته پس بهتره به جمله معروف پيشگيري بهتر از درمان است اعتماد كنيم ويادم باشد كه زنده ام.... يادم باشد: امير مومنان مي¬فرمايد: اي انسان چه چيز تو را بر گناهت جرات داده و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و چه چيز تو را به هلاكت خويشتن علاقه مند كرده است؟(نهج البلاغه /خطبه 223) اي مردم !...به يقين وعده الهي حق است پس مبادل زندگاني دنيا شما را بفريبد و مباد ا(شيطان فريبكار )شما را (به كرم )خدا مغرور سازد(لقمان/33) هشدار!تكيه گاه واقع بينان در برابر حوادث گوناگون خداست و افراد فريب خورده در اين موارد تنها هستند ...وخداوند بوسيله نمازها ؛روزه ها وزكاتها بندگان مومن خود را از اين آفات حراست و نگهباني كرد (نهج البلاغه/192)
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:49  توسط صادقی  | 

بخش آزمايشگاه نمايشگاه

1.؟؟!!!؟؟!! 2.به نظرم اگه ورودي نمايشگاه كمي منظم تر بود بهتر مي شد. 3.از امر به معروف ونهي از منكر سازنده وبه جاتون ممنون! بايد همه شما امر به معروف ونهي از منكر نمائيد وگر نه شرورترين افراد بر شما تسلط يافته و هر چه خوبان شما دعا ونفرين كنند مستجاب نخواهد شد .(امام رضا عليه السلام) بعد از چند روز کار سخت بهتر دونستیم با مقدمه شروع كنيم...: یادتونه تو کتابای زیست خونده بودید که -خدا رحمت کنه مطالعات قبلی رو-بدن سیستم خیلی پیچیده ای داره مثلا سیستم انتقال خون پر از گلبولهای سفید و قرمزو (-عکس.) یا مثلا سیستم دفاعی بدن چه عملکرد پیچیده ای داره؟لنفوسیتهای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بی وتی و نوع ساخته شدنشان (عکس)اطراف ما پر از میکروبها-باکتریها-قارچهايي هست كه زندگی میکنند. وقتی یكي از اين موجودات غریبه و نامحسوس وارد بدن بشن!سلولهای بدن به موجود غریبه عکس العمل نشان ميدهند بدن ما در مقابل این عوامل دو نوع دفاع دارد۱- دفاع غیر اختصاصی ۲- دفاع اختصاصی راستي اگه ميكروبهايي كه عضو هدف اونها دل هست وارد جامعه بشن چي كار بايد كرد ؟ خب معلومه؟! اما چطوري؟؟ باز هم۲ نوع دفاع داریم۱- دفاع عمومی که به همه مردم و افراد آن جامعه مربوط می شود . دفاع اختصاصی که عالمان دینی با پاسخ به موقع به هجمه ها راه گسترش آنها را می بندند. دفاع غیر اختصاصی: این نخستین خط دفاعی بدن است در برابر هجوم میکروب ( بدون شناسایی میکروبها) در این مرحله پوست و لایه ها ی مخاطی مانع ورود میکروبها می شوند. گاهی در جامعه بدنه و وجود حتی اسم مذهب مانع خیلی از هجمه ها میشود.مثلا نام مسلمانی .مذهبی و حتی ظاهر مذهبی شما نمی گذارد هر جایی بروید یا هر حرفی را بزنید. خوب است بدانيم تعداد بسيار اندكي از عوامل عفوني مي توانند در پوست نفوذ كنند.پس پوست يك ارگان حياتي است مراقب سلامت آن باشيم!. غیر از پوست عواملی دیگر چون لایه های مخاطی .دفع از راه عرق .سرفه . عطسه ادرار. مدفوع.و حتی آنزیمهایی مثل لیزوزیم در اشک و بزاق موانع دفاعی اولیه و غیراختصاصی هستند. در محیط های سالم شما بادوستان رفقای سالم .استاد مربی مسئول نیروی سالم در گیر هستید.وهمه اینها کمک به دفع هجمه هایی دارند که در دین و اعتقاد شما پیش می آید. اما خط دفاعی دوم:اگر میکروبها از پوست عبور کردند. خط دفاعی دوم با چهار مکانیزم وارد عمل می شود .۱. پاسخ التهابی:وقتي سلولهاي بدن اسيب مي بينند و ميكروب وارد بدن ميشود اين اولين واكنش بدن در مقابل ميكروب است كه بافت قرمز و متورم ميشود چون نوتروفيل ها وماكروفاژها براي التيام زخم ونابودي ميكروبها حضور دارند مقايسه:خانواده اولين ارگاني است كه براي حفظ ما در مقابل هجمه ها با ما مقابله مي كند . . پاسخ دمایی:وقتي ميكروب وارد خون بشه همه ارگان هاي دفاعي برا ي حفظ بدن وارد عمل مي شوند و تب براي جلوگيري از فعاليت ميكروبها بروز مي كند اگر چه دماي بيش از از اندازه شايد مضر باشد... در جامعه اي كه هجمه هاي اجتماعي به آن هجوم مي آورند مردم بيدار با تذكرات وحتي گاهي با تظاهرات واكنش نشان ميدهند (مثل انقلاب)حتي اگر منجر به جنگ تحميلي شود و سرمايه هاي زندگي مرفه را از دست بدهند... 0. پروتیین ها پروتئين هايي مثل اينتر فرون كه ازسلولهاي آلوده براي حفظ سلولهاي سالم ترشح ميشود داستان طيب وحسيني ذكر خواهد شد 1. 2. گلبولهای سفید ۴ گلوبولهای سفید و فاگوسیتها با بلعیدن واز بین رفتن خود میکروب را نابود میسازند.پروتین های مکمل اینتر فرون ها در نهایت برای حفظ سایر سلولها میمیرند. يك شهيد امر به معروف ديگر... راه دور چرا؟! همين خرداد 87وقتي با وضع زننده دختر وپسري جوان در داخل خودرو روبه روشد از روي مهر انساني به وظيفه خود عمل كرد ....وبهره او صد متر كشيده شدن روي زمين با دنده عقب خودروي پسرك جوان بود ...ومهندس 22ساله ؛محمود توفيقيان عاشقانه براي جوانان وطن، شهيد امر به معروف شد باباش خيلي دوست داشت لباس دامادي تنش كنه! اما دفاع اختصاصی:در دفاع اختصاصی گروهی از گلبولهای سفید به نام لنفوسیتهاي ,tوbفعالیت دارند: لنفوسيت B:ساختن آنتي بادي در مقابل آنتي ژن هاي ميكروب هاي موجود در بدن جهت جلوگيري از تاثير آن بر سلولهاي سالم است توي جامعه مواد خام وعلمي كه در مقابل هجمه هاي فرهنگي و ديني توليد ميكننديه آنتي بادي به شمار مي آيد يكي از وظايف لنفوسيت T:شناسايي و از بين بردن سلولهاي آلوده به ويروس ميباشد مثل كساني كه در جامعه مروج ديني هستند
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:19  توسط صادقی  | 

سلام در متن اول بهتر بود داستان از دید دانایی کل محدود روایت شود و زاویه دید آن

نقطه  اوج باشد .یعنی دیالوگ شخصیت داستان از جایی روایت شود که گذشته اش

را روایت می کند و حال به نتیجه ای می رسد که نتیجه را به صورت نقد و تحلیل

سوالی برای خواننده بیان دارد.یعنی بادبادک او ترکیده .

در ضمن داستان کلیشه ای است.این طور باشد بهتر است:1 .سر تیتر هنجار شکن

و ناب.2.متن کاملا طتز و کنایه نویسی و شطح گویی باشد3.قانون نگو نشان بده

یعنی مطلب طوری باشد که خود خواننده بنا به درک و فهمش استنباطهایی داشته

باشد.

در قسمت مشاهیرکمی زیبا تر : سر تیتر:تن یخ زده آتش را که میبیند چه می

خواهد:

حبوط کردم ان روز ها وقتی محمد معراج بود نشانی  منبر موعضه ام را برایش

گفتم.خندیدو رفت.کمی ایستادم تاملی کردم یادم آمد قدیس بزرگ گفته بود (آیه 34

سوره بقره نوشته شود)گریه ام گرفت و ای کاش هایم شروع شد. ای کاش  انروزها

جز سجده کنندگان بودم اما چه فایده...راستی تن یخ زده  آتش را که میبیند چه می

خواهد.

در متنهای بعدی  شعور مخاطب در سطح  پایینی تصور شده. در صورتی که مخاطب

عصر ما حوصله ندارد. و دوست ندارد مطالب به صورت صریح و واضح بیاید .دوست دارد

خودش کشف کند.

سر تیتر آیه و حدیث: به خیر تو امیدی نیست شر مرسان...

شانه هایت را بالا نگیر . باگوشه چشم کسی را نگاه نکن . تو که شررت منهای 

خیرت است آرزوی بهشت مکن....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 21:41  توسط صادقی  | 

مطالب بولتن هفته دوم(خودشیفتگی)

باسلام

--------------

۱)یه روزوقتی اطرافیانم ازم تعریف می­کردند، احساس کردم آره خدایش خیلی باحالم! دیگه می­دونستم که مهم شده­ام، فکرمی­کردم همه کاره شده­ام، دلسوزمردم وخیلی بیشترازبقیه می­دونم! خیلی ازخودم خوشم می­اومد؛ نه اینکه خودمو دوست داشته باشم؛ نه! شیفته­ی نقش خودم شده بودم ومدام اونوستایش می­کردم.

تبدیل شده بودم به یک تابلوی نقاشی که با قلمو ورنگهای متنوع اون نقاشی رو رنگ می­کردم و روز به روز از طرحی که شکل می­گرفت احساس رضایت می­کردم.

ولی اعتراف می­کنم که گاهی اوقات بی ظرفیت می­شدم و طغیان می کردم، از شدت نگرانی و عصبانیت، باعالم وآدم سر جنگ داشتم فکر می­کردم زشت و ناموزونم واحساسات مزاحمم میشن. سعی می­کردم ازاون چیزی که هستم دورتربشم وخودم روبه انکار واقعیت عادت می دادم.

با افراد جدیدی معاشرت می­کردم که قبلا"اصلا"قبولشون نداشتم؛ بقیه دوستام از اطرافم پراکنده می­شدند، حرف هیچ کسی برام جالب نبود وحاضرنبودم انتقاد کسی رو در موردخودم بشنوم؛ یه سری حرف­­وحدیثها منو از خودم بی­خود کرده بود وازمن بادکنکی ساخته بود که مدام باید درآن میدمیدم تا بزرگ وبزرگتر بشه وهرچه بیشتر به چشم بیاد!

 

به نظر شما تا کی باید این بادکنک رو فوت کنم؟!

                           ...تاجایی­ که بترکه؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 22:11  توسط صادقی  | 

۲)مي خواهيم شما را با 3تن از مشاهير و بزرگان تاريخ در خود شيقتگي آشنا كنيم:

 

اول: جناب شيطان! اولين وبزرگترين خود شيفته كه حاصل اين خود شيفتگي جزهبوط وعذاب برايش نبود.

 

دوم: عاليجناب هيتلر پاك نژادترين! قويترين! فرد در كشتار انسان هاي گناهكاروبي گناه كه عاقبت در تنهاي                 خود دست به خود كشي زد تا واقعا"در كشتار نوع بشر بهترين باشد.

 

سوم:  آقاي صدام حسين كه به زعم خود قويترين وقوام­برتر رهبري حزب بعث بود وبالاخره در نهايت­مذلت محاكمه شد

...ومن كه فكر ميكنم از آنها بهترم وهرگز دامنم به گناه ايشان آلوده نشده ونمي­شود

آيا شماديگر مشاهير را مي شناسيد؟!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اي مفضل!

 

من در شگفتم از كساني كه فن طبابت را محكوم به خطا و اشتباه ميكنند، در حالي كه مي بينند پزشكان خطاي بسيار مي كنند، اما عده­اي با اينكه­هيچ يك از پديده­هاي عالم را مهمل و خودبه­خود نمي­بينند حكم مي­كنند كه دنيا بي هدف وغايت است.! بيشتر تعجب من از رفتار كساني است كه مدعي حكمت­اند اما چون وجه حكمت الهي در آفريده­ها را نمي­دانند زبان به مذمت آفريدگار مي گشايند.

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب است بدانيم:

 

 

در تعاليم ديني آنچه از عاقبت خودشيفتگي بيان شده  چيزي وراي تصور است

خداوند در آيه ي 188 سوره آل عمران مي فرمايد "البته مپندار كساني كه به آنچه انجام دادند شادماني مي كنند  و دوست دارند به آنچه انجام نداده اند ستايش شوند (از عذاب خدا در امانند)پس گمان مبر كه براي آنها نجاتي از عذاب است بلكه براي آنان عذابي دردناك است.

پيامبر(صلي الله عليه وآله)مي­فرمايد: مجنون آن است كه از روي تكبر راه مي رود  وبا گوشه  چشم نگاه مي كند و شانه هاي خود را از سر بزرگي مي جنباند و با آنكه گناه مي كند، آرزوي بهشت دارد.مردم از شرش آسوده نيستندند و به خيرش اميدي نيست..."

 

 

 

گويي خود شيفتگي را لا جرم منزلگاهي جز نابودي نيست

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي دانيدآنچه را كه تا كنون  مي انديشيديم كه امتياز ماست و به خاطر آن ميان دوستان ، فاميل و جامعه فخر مي­فروختيم از بزرگترين نقايص ماست! و در واقع نوعي بيماري به شمار مي­رود؟!

  اغلب روانشناسان بر اين باورند كه اين بيماري در افراد با بروز 3 برداشت در آنها  ايجاد مي­شود :

  اول: عزت نفس كه بر اساس موفقيت و پيروزي­هاي نائل شده شخصي و نيزدرك فرد ازاينكه تا چه حد مقبول جامعه، خانواده و...است سنجيده مي شود.

دوم: ادراك خود كه به ديدگاه عيني در خصوص مهارت­ها،صفات و ويژگي­هايي كه در يك فرد وجود دارد گفته مي شود.

سوم: جلوه دادن شخصيتي آرماني كه فردازخودمتصوراست يا آن­را دوست دارد

گاهي مواقع ما سومين گونه برداشت از"خود" را در جايگاه گونه اول قرارمي­دهيم و حاصل آن چيزي جز خود متشكري  نيست؛كه روانشناسان آن  را  بيماري "خود شيفتگي" مي گويند.

در اين نوع از بيماري فرد خود را در اوج خودِ آرماني و ارزشي مي­پندارد وبا اين تصوردرمقابل انتقادات و واقعيات دنياي بيرون به ستيز برمي­خيزد.

اگر به درون خويش نگاهي بيندازيم خواهيم ديد درصد زيادي از ما هم بدان مبتلا هستيم و تنها تفاوتمان در شدت اين بيماري است.

براي درمان اين دروغ بزرگ كه به خويشتن مي گوييم متخصصين ودانشمندان اخلاق معتقدند بهتراست همواره خود را در ميان دو احساس قرار دهيم؛ يكي احساسي از عزت وبزرگي كه ناشي از هماهنگي عمل و خود عيني ماست با خودِآرمانيمان و ديگري احساس اتهام و كوچكي در مقابل رذايل و كوتاهي­هاي ماست؛ تا بتوانيمروح وضمير خويش را از اين بيماري خطرناك پالايش كنيم.

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------«مومن كسي است كه خويشتن خود را متهم كند.»

(امام علي عليه­السلام)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگه فكر ميكني عاشق خودت شدي يا تو بهتريني! اگه فكر مي­كني تمام نگاهها به تو دوخته شده وچرخ دنيا بدون تولنگ مي­زنه وبه دور محورش نمي­چرخه! اگه تو دختر خوب فكر مي­كني آسمون دهن باز كرده وتو ازش افتادي! يا تو پسر خوب اعتقاد­ داري كه تعداد كشته­هات ديگه از آمار خارج شده...

 بهتره بگم ...

 

هيچ كس همچين  تصوري ازتو نداره باور نمي­كني از بغل دستي بپرس!  

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------

باسپاس فراوان از همکاری ومشاوره بی دریغ شما(جهاد غریب)۱۴:۳۰

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 14:19  توسط صادقی  | 

(سلام)

(مطلب اول نمایشگاهو ازاول وب قبلی بردارید.)

(ادامه مطلب:)

بعد از چند روز کار سخت بهتر دونستیم اول یه مقدمه کوتاه داشته باشیم:

یادتونه تو کتابای زیست خونده بودید که -خدا رحمت کنه مطالعات قبلی رو-بدن سیستم خیلی پیچیده ای داره مثلا سیستم انتقال خون (-عکس.)

پر از گلبولهای سفید و قرمزو (-عکس.)

میدونستی طول مویرگهای بدن چند متره؟(جوابشو پیدا کنید)

یا مثلا سیستم دفاعی بدن چه عملکرد پیچیده ای داره؟لنفوسیتهای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بی و تی و نوع ساخته شدنشان

(عکس)اطراف ما پر از میکروبها-باکتریها-قارچها(عکس) زندگی میکنند.

وقتی یه موجود غریبه وارد بدن میشه سلولهای بدن به موجود غریبه عکس العمل نشان می دهند.(عکس)( از این خط به بعد شما باید مطالبو دو تا دوتا ـیکی بدن یکی جامعه مقایسه ا ی بنویسید.)

بدن ما در مقابل این عوامل دو نوع دفاع دارد۱- دفاع غیر اختصاصی ۲- دفاع اختصاصی

وقتی در یک محیط فرهنگی ناهنجاریپیش می آید ۲ نوع دفاع داریم۱- دفاع عمومی که به همه مردم و افراد آن جامعه مربوط می شود .

۲- دفاع اختصاصی که عالمان دینی با پاسخ به موقع به هجمه ها راه گسترش آنها را می بندند.

دفاع غیر اختصاصی: این نخستین خط دفاعی بدن است در برابر هجوم میکروب ( بوپدون شناسایی میکروبها)

در این مرحله پوست و لایه ها ی مخاطی مانع ورود میکروبها می شوند.

گاهی در جامعه بدنه و وجود حتی اسم مذهب مانع خیلی از هجمه ها میشود.مثلا نام مسلمانی .مذهبی و حتی ظاهر مذهبی شما نمی گذارد هر جایی بروید یا هر حرفی را بزنید.

غیر از پوست عواملی دیگر چون لایه های مخاطی .دفع از راه عرق .سرفه . عطسه ادرار. مدفوع.و حتی آنزیمهایی  مثل لیزوزیم در اشک و بزاق موانع دفاعی اولیه و غیراختصاصی هستند.

در محیط های سالم شما بادوستان رفقای سالم .استاد مربی مسئول  نیروی سالم در گیر هستید.وهمه اینها کمک به دفع هجمه هایی دارند که در دین و اعتقاد شما پیش می آید.

اما خط دفاعی دوم:اگر میکروبها از پوست عبور کردند. خط دفاعی دوم با چهار مکانیزم وارد عمل می شود.۱. پاسخ دمایی۲.پاسخ التهابی ۳. گلبولهای سفید ۴. پروتیین ها .تب یا افزایش دمای بدن نشانه یک مبارزه با عوامل بیماری زاست.

گلوبولهای سفید و فاگوسیتها با بلعیدن ولز بین رفتن خود میکروب را نابود میسازند.پروتین های مکمل اینتر فرون ها در نهایت برای حفظ سایر سلولها میمیرند.

اما دفاع اختصاصی:در دفاع اختصاصی گروهی از گلبولهای سفید به نام لنفوسیت فعالیت دارند.

انها نوع میکروب خاص را شناسایی میکنند و به مبارزه می پردازند.

یکی از عوامل بیماری زا ویروس اچ آی وی می باشد.و به سه طریق وارد بدن میشود.

این ویروس لنفوسیت ها را نابود می کند.

طوری که افراد الوده توانایی مقابله با ساده ترین ویروسها را ندارند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 22:7  توسط صادقی  |